تبليغاتX
فاجعه نویسیهای ژنرال بابونه ها -
شعر ، داستان ، ...
بعد از مدتها دوری از وزن و قافیه

در انتهای این همیشه های سرد

 گیج میزنند لحظه های مشتعل!

و سف به سف

عبور میکنند

سر بریده واژگان باژگون

سلو سلو

به روی ذهن شاعری

که در سکوت درد میکشد

 برای بخت شور خویش.

و او چه سرد

 در جنون آیه های زرد دفترش به خواب میرود.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 20:19  توسط هادی حدادی  |