تبليغاتX
فاجعه نویسیهای ژنرال بابونه ها - خیال زرد
شعر ، داستان ، ...
چهار آدمند

پشت چهار پرده ی سه پیچ

توی سقفی سیاه.

شماره ی یک :

قد بلند،

با موهای بلوند!

یک سر دارد و هزار سودا.

شماره ی دو:

افلیج است!

با ویلچر قدم میزند!

گهگاهی روی آب هم راه میرود.

از شماره ی سه نپرس،

که خودش هم نمیداند

برای چه روی این کره ی خاکیست.

چهارمی هم سالهاست مرده!

جدیداً مردم به انگشتانش دخیل می بندند.

چهار آدمند

که ردیف رشد میکنند

روی صفحه های پر شیار ذهنم.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 22:8  توسط هادی حدادی  |